تبليغاتX
دوستی

قالب وبلاگ


دوستی
عاشقانه وعارفانه 
پيوندهای روزانه

سال ها دل غرق آتش بود و خاکستر نداشت

بازکردم این صدف را بارها گوهر نداشت

از تهیدستی قناعت پیشه کردم سال ها

زندگی جز شرمساری مایه ای دیگر نداشت

هرکجا رفتم به استقبالم آمد بی کسی

عشق در سودای خود چیزی از این بهتر نداشت

بارها گفتی ولی از ابتدای عاشقی

قصه سرگشتگی‌هایت مگر آخر نداشت

سالها بر دوش حسرتها کشیدم بار عشق

هیچ دستی این امانت را ز دوشم برنداشت

کاش می آمد و می دیدم که از خود رفته ام

آنکه عاشق بودنم را یک نفس باور نداشت

آسمان یک پرده از تقدیر را اجرا نکرد

گویی از روز ازل این صحنه بازیگر نداشت

ناله ما تا به اوج کبریا پرواز کرد

گرچه این مرغ قفس پرورده بال و پر نداشت . . .

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 19:20 ] [ حسنd ]
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست

خداوند در هر حضور جادویی پنهان کرده برای کمال ما

خوش آن روزی که در یابیم جادوی حضور یکدیگر را !!

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 13:23 ] [ حسنd ]
در فراسوی زمان و مکان است.

که انسان در می یابد

محتاج کسی است

اما محتاج که ....!؟

محتاج موجود با عظمتی به نام خدا

پس هیچگاه او را از ضمیر ذهنت دور مکن ...!؟

تقدیم به کسی که در کنارم هست و حس بودنش 

                                                        شوق زیستن به من میدهد.

[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 12:6 ] [ حسنd ]

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

 

[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 13:47 ] [ حسنd ]
دل خوش از آنيم که حج ميرويم

 غافل از آنيم که کج ميرويم


کعبه به ديدار خدا ميرويم   

او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست

شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

هرکه خدا گفت که درويش نيست
صبح به صبح در پي مکر و فريب

شب همه شب گريه و امن يجيب

[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 11:46 ] [ حسنd ]

نمی دونم چرا   ولی

هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن

هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن

هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن

هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن

هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی ...

هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن

هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن...

 

 

 

 

 

[ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 ] [ 11:22 ] [ حسنd ]
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ایی در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی

خورشید وا کردم

نمیدانم چرا رفتی؟

نمیدانم چرا شاید خطا کردم

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمیدانم کجا؟تا کی؟برای چه؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمیداشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی

تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

کسی حس کرد من بی تو تمام هستیم از دست خواهد رفت

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ایی از جنس بغض کوچک یک ابر

نمیدانم چرا؟ شاید به رسم پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 8:16 ] [ حسنd ]
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست ؟



دوره ارزانی است !



چه شرافت ارزان ...



تن عریان ارزان ...
و دروغ از همه ارزانتر ...



آبرو قیمت یک تکه نان !



و چه تخفیف بزرگی خورده است !



...قیمت هر انسان !
[ چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 ] [ 10:59 ] [ حسنd ]

اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان میشوند و بعد صاحبخانه

[ جمعه پانزدهم خرداد 1388 ] [ 9:1 ] [ حسنd ]

               خدايا ! خالي مگذار دستهاي کوچکي را که نيازشان بزرگي     توست .

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ] [ 11:33 ] [ حسنd ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

كد آهنگ


فروش بک لینکطراحی سایتعکس